|
آغوشتو به غیر من به روی هیشکی باز نکن من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه چشمای مهربون تو منو به آتیش می کشه فقط تو آغوش خودم عقربه هاتو جا بذار مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن
این آهنگیه که هیچ وقت ازش سیر نمیشم تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه ی من نیمه شب از خوابم پا می شم نیستی پیشم باز دیوونه می شم
بوسه يعني وصله ي شيرين دو لب... بوسه يعني مستي از مشروب عشق... بوسه يعني لذت دل دادگي... لذت از شب . لذت از ديوانگي... بوسه يعني حس خوبه طعم عشق... طعم شيريني به رنگ سادگي... بوسه يعني آغازي براي ما شدن... لحظه ي با دلبري تنها شدن... بوسه سرفصله کتاب عاشقي... بوسه رمز وارد دلها شدن... بوسه آتش مي زند بر جسم و جان... بوسه يعني عشق من با من بمان پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد اگر خیال داری دوستم بداری همینک دوستم بدار اکنون که زنده ام... صبر نکن تا بمیرم... بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید ومجبور می شوی حرف های نا گفته قلب ساده ات را در فراسوی یه مشت خاکسترسرد پنهان کنی پس اگرذره ای عشق من در دلت ماوا دارد اگر دوستم داری بگذار زنده بمانم دوستت دارم عزیزم اگر خیال داری دوستم بداری همینک دوستم بدار اکنون که زنده ام... صبر نکن تا بمیرم... بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید ومجبور می شوی حرف های نا گفته قلب ساده ات را در فراسوی یه مشت خاکسترسرد پنهان کنی پس اگرذره ای عشق من در دلت ماوا دارد اگر دوستم داری بگذار زنده بمانم دوستت دارم عزیزم بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي کاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاک بازان... سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم
امروز به رسم عشقی خندیم امروز به تو دل بخشیدم فردا من و درد و دوری و تنهایی عمری ز همین حادثه می ترسیدم
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کتی به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد بشه قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم حاضری که قلبت باشه پیش چشمای اون گرو حاضری هر چی دوست نداشت به خاطرش رها کنی حاضری حرف قانون و ساده بذاری زیر پات وقتی بشینه به دلت از همه دنیا می گذری حاضری مسخرت کنن تموم مردمای شهر حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی حاضری که به خاطر خواستن اون دیونه شی وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داری حاضری مردم همشون تو رو با دست نشون بدن حاضری هر چی بشنوی حتی اگه سرزنشه حاضری هر کسی جز اونو ساده فراموش بکنی حاضری که بگذری از مقررات دین و درس وقتی کسی رو دوست داری صاحب کلی ثروتی
تو نمی دونی که صداتو گریه هاتو جا گذاشتی تو نمی دونی که هواتو نفساتو جا گذاشتی عطرت میون اتاقم عکست تو آیینه مونده شال گردن خیس تو باز پهلوی شومینه مونده تو رو دوست دارم و گریه شب و بیدارم و گریه تا شدم عاشق چشمات گریه شد کار ما گریه تو نمی دونی که صداتو گریه هاتو جا گذاشتی تو نمی دونی که هواتو نفساتو جا گذاشتی انگار که هستی هنوزم نگذشته حتی یه روزم
به چه قیمتی گذشتیم از شبای خیس مهتاب خوب من ما هر دو باختیم توی این بازی بیخود اگه دوسم نداری به روم نیار دلمو این قدر نشکن آخه این دل عاشقت بود تو که دوست نداشتی باشی چرا آتیشم کشیدی
من خیلی داغونم گلم
تو دیگه داغونم نکن من خیلی از تو بدترم تکیه به شونه هام نکن برو که وقتشه بری برو که خیلی دلخورم برو برو حتی تو رو دست خدا نمی سپرم با بی خیالی منو نسوزون حالا که میری نشو پشیمون مگه نگفتی دوستم نداری چرا نمی ری تنهام بذاری دلم با جمله هات آروم نمی شه برو دیگه برو واسه همیشه اگه می گی واست فرقی نداره چرا چشمای تو بارونی می شه دلم می خواست بازم طاقت بیارم بازم هر چی که شد به روت نیارم ولی حالا که حرف رفتن افتاد برو دیگه باهات کاری ندارم
حسرت دیده بی تاب تو بیمارم کرد
|
About![]()
سلام بچه ها.
Home
|